Montag, 8. Februar 2010

انار

لیلی زیر درخت انار نشست
درخت انار عاشق شد
گلٔ داد
سرخ
سرخ
گلها انار شد
داغ داغ
هر اناری هزار تا دانه داشت
دانه‌ها عاشق بودند، دانه‌ها توی انار جا نمیشدند
انار کوچک بود
دانه‌ها ترکیدند
انار ترک برداشت
خون انار روی دست لیلی چکید
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید
مجنون به لیلی ش رسید
خدا گفت :
راز رسیدن فقط همین بود
کافی‌ است انار دلت ترک بخورد
عرفان نظر آهی

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen